الشيخ أبو الفتوح الرازي
166
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
است كه : آن فرح كه آن مذموم است و ما را از آن نهى كردهاند بطر و اشر است كه به اختيار ماست ، و امّا آنچه نه به قصد و داعى ما باشد از سرور عند سببى ، امر و نهى و تكليف آن را متناول نباشد ، ديگر آن كه : آن جا كه مطلق گفت مذموم است ، و آن جا كه مقيّد گفت به قرينهء مدح ممدوح است [ كقوله : فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّه مِنْ فَضْلِه . . . ( 1 ) ، و آنچه مقيّد است به قرينهء ذم ( 2 ) كقوله : فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّه . . . ( 3 ) ، و از جمله آنچه به قرينه مدح آمد و ممدوح است ] ( 4 ) قوله تعالى : يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ ، بِنَصْرِ اللَّه . . . ( 5 ) ، و قوله : فَلَمَّا جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ ( 6 ) . * ( قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ما أَنْزَلَ اللَّه لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ ) * - الاية ، حق تعالى بدين آيت خطاب كرد ( 7 ) با مشركان عرب بر زفان ( 8 ) رسول - عليه السّلام - گفت : أ علمتم ، بدانستهايد ( 9 ) آنچه خداى تعالى [ 148 - پ ] بفرستاد براى شما از روزى شما ، از آن جا حرام و حلال كرديد ، يعنى خداى تعالى براى شما ارزاقى پديد كرد ، شما از ( 10 ) خويشتن آن را حرام كرديد بى حجّتى و بيّنتى از خداى تعالى ، چون : بحيره و سائبه و وصيله و حام . آنگه گفت : يا محمّد ! بپرس از ايشان و بگو ايشان را كه : خداى دستورى داد شما را ؟ استفهامى است بر سبيل تقريع و ملامت - يعنى بىدستورى خداى مىكنيد * ( أَمْ عَلَى اللَّه تَفْتَرُونَ ) * ، يا دروغ بر خداى مىنهيد ؟ چون قسمت اوّل باطل شد ، [ قسمت ] ( 11 ) دوم درست شد ، و مورد آيت انكار و تقريع است بر آنان كه از خويشتن تحليل و تحريم كردند . آنگه تهديد كرد ايشان را [ كه ] ( 12 ) : * ( وَما ظَنُّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّه الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيامَةِ ) * ، گفت : چه گمان مىبرند آنان كه دروغ بر خداى نهادند كه ، روز
--> ( 1 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 70 . ( 2 ) . آو ، آز : دوم . ( 3 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 81 . ( 5 ) . سورهء روم ( 30 ) آيهء 4 . ( 12 - 4 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء مج ، افزوده شد . ( 6 ) . سورهء مؤمن ( 40 ) آيهء 83 . ظاهرا اين آيه براى مورد مدح كه مؤلف اراده كرده است ، مناسب نمىنمايد . ( 7 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز : حكايت كرد . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : زبان . ( 9 ) . آو ، آج ، بم ، مل ، آز : ندانستهايد . ( 10 ) . لب : بهره . ( 11 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، افزوده شد .